وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَّکُمْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ آمَنُواْ مِنکُمْ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ
/ سورهی توبه / آیهی 61 /
از آنها کسانى هستند (منافقان) که پیامبر را آزار مى دهند و مى گویند او خوشباور و گوشى است! بگو خوشباور بودن او به نفع شماست (ولى بدانید) او ایمان به خدا دارد و (تنها) تصدیق مؤمنان مىکند و رحمت است براى کسانى از شما که ایمان آوردهاند و آنها که فرستاده خدا را آزار مىدهند عذاب دردناکى دارند.

« حتی عطر گلشان هم ، صلوات دارد »
سورهی توبه / آیهی 61 : رحمت است براى کسانى از شما که ایمان آوردهاند (مؤمنان) .
سورهی انفال / آیهی 64 : ای رسول ، خدا و مؤمنانی که از تو اطاعت میکنند ، تو را کفایت است .
سورهی یونس / آیهی 99 : ... اگر میخواستیم ، همه به جبر مؤمن میشدند .
وقتی میگوییم : مثلاً « الم » ، خیالمان راحت است که زیر آن میخوانیم : از اسرار الهی ، نزد پیامبر(ص)
ولی وقتی به آیات میرسیم...
این مؤمن کیست که این اندازه عزیز است ؟ که اینقدر ارج و قرب دارد ؟ و در عین حال ، مؤمن بودنش ، همه از اختیار است و البته فضیلتهای خدا بر او ؟
باورم شده است که این هم از اسرار الهی است ، نزد پیامبر(ص) .